وبلاگ اشعار مخلص



انتظار


مهدی بیا که عـالم و آدم در انتظـار


 عالم که هـیچ، بانی عالم در انتظـار


مشتاق واقعی ز برایت کم است و لیک


هرچند کم چو زاده ی مریم در انتظـار


با یاد کیـن و آتش آن خصم بدمنش


 مظلوم کودکان عـلی هم در انتظـار


از آن زمان که کشتی و مصباح اهل بیت


در خون نشست دختر خاتم در انتظـار


از بهـر انتقـام پسر مـادری حزین


 هر لحظه با مصیبت و ماتم در انتظـار


هر لحظه مردمان سـتم دیده در جهـان

 

با اشک و قلب پر از غم در انتظـار


درمان نمی شود دل پر زخـم روزگار


از دست پر ز مهر تو مرهم در انتظـار


بیت الحـرم، مدینه، به دستان اشقیا


مقهور جهل و کینه و زمزم در انتظـار


انسان اسیر فتنه و امواج پر بلا


در رنج بیشمار دمادم در انتظار 


تا شام غم سرآید و این شب سحر شود 


هر صبح جمعه ندبه و ماتم در انتظار 


آرام کی شود دل جـان های بی قرار


 جز با طلوع شمس به صبحدم در انتظـار


مخلص هوای کوی تو کردست و بی امان


در جستجوی روی تو هر دم در انتظـار


 مخلص – دیماه 1397 فتح الله آقاخانی


امشب که پر از رحمت و غفران خدا شد

دوری ز دعا و ز ثنا کار خطا شد

آدینه شب است امشب و غفران الهی

باریده که شوید ز گنهکار گناهی

حیف است که از دست رود فرصت دیدار

بشمار غنیمت شب عفو  است گنهکار

امشب شب فضل است نظر سوی سما کن

ازخلق ببر دست تهی رو به خدا کن

پر فیض هرآنکو ز دعا مشعله دارد

محروم هرآنکس ز دعا فاصله دارد

هنگام سحر دست ببر سوی سماوات

تا باز دهد لطف خدا جمله ی حاجات

هر دم تو بیا همچو علی ذاکر حق باش

با ذکر خفی ، ذکر جلی ذاکر حق باش

با عذر و پشیمانی و با قلب شکسته

رو کن تو به درگاه خدا با دل خسته

با یاد گناهان تو بزن ناله چو طفلان

تا رحمت حق جوشد و شوید زتو خذلان

کشکول گدائی تو ای بنده کجا رفت

جانان که تو را خوانده چرا دل به جفا رفت

امشب که فیوضات تمام است و به میل است

بر خوان تو دعائی که مسمًی به کمیل است

با یاد حسین،یاد عطش ، یاد شهیدان

شو ژائر ارباب به پای دل و بادیده ی گریان

زهرا که به هر جمعه شب آید به حرم زار

با ناله ببارد گهر از دیده ی خونبار

بر شاه شهیدان گل نرگس  بزند ناله ی جانکاه

گرید ز بصر خون ز جگر صبح و شبانگاه

مخلص تو به این لیله ببر دست تمنا

بر درگه آن خالق بی منت و دانا


روضه بین الحرمین



بین الحرمین شه و عباس اینجاست 

محبوب خدا و ملک الناس اینجاست

آنجا که زند ملک پر و بال به عشق

آن خاک شفابخش گل یاس اینجاست

منظور علی ز بوسه بر دست پسر

قطع دو ید حضرت عباس اینجاست 

آنجا که شود از غم عباس و حسین 

چشمان بشر مملو الماس اینجاست 

آنجا که جگر تاب عطش طاق شدش

وآتش به دل عمو شد احساس اینجاست 

آن دم که هوا تیره شد و تار نمود

بیداد عطش لحظه ی حساس اینجاست 

زینب که سراسیمه شد و مضطر و زار

گردید غمش فزون ز مقیاس اینجا ست

آن لحظه که خورشید به مه چهره نهاد

آفاق غمین، خسته شد انفاس، اینجاست

مخلص که قلم زند در این وادی عشق

گفتند به او وادی اخلاص اینجاست.


فتح الله آقاخانی (مخلص) صفر ۱۴۴۰


قدم نهاده به صد ناز نازنین حلما

به سوی گلشن هستی به اذن ذات خدا

خدا بلا بزداید ز او برای ابد

شود محب ولایت محب حضرت زهرا

سزد به درگه یزدان هزار بار سپاس

که نازدانه سالم به ما نموده عطا

ز وجد رؤیت سیمای نو رسیده خود

سرود مخلص دلشاد شعر خود به نوا


                                      آقاخانی


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

موسسه خیریه سگال

آخرین جستجو ها

ABGINEH PHOTOGRAPHIC STUDIES INSTITUTE تحلیل و تفسیر خرید و فروش و رهن و اجاره کتاب چهره ها امین مجیدی دبیر ریاضی قالب های فارسی وردپرس 35 افکار پشت چراغ قرمز دانلود سوالات استخدامی - سوال استخدامی خانه من مسکن امید دورهاتو